نعل کنان

لغت نامه دهخدا

نعل کنان. [ ن َ ک َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش دهدز شهرستان اهواز. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از بخش دهد ز شهرستان اهواز.

جمله سازی با نعل کنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پشه وادی عشقم به هما فخر کنان کند این عشق مخوان زاهد مغرور مرا

💡 فریاد کنان راز دلم پیش تو بگشاد هر سیل که از دیده خونبار گشادم

💡 شوخی کنان به چشم درآمد چو طفل اشک آید چو در کنار، ببینم چه می کند

💡 رفتی بگشت باغ و من از در فغان کنان سر بر نکردی از سر دیوار اندکی

💡 به روی دریا گنبد کنان رود چو سحاب کسی که از سر می چون حباب برخیزد

💡 یارب و یارب کنان روی سوی آسمان آب ز دیده روان بر رخ زردت چو رود

💡 صدای بلند نعل کنان اسب‌ها در کوچه‌های سنگ‌فرش شده‌ی شهر قدیمی، در سکوت شب به طرز عجیبی به گوش می‌رسید.

💡 کاروان تجاری با صدای نعل کنان شترها و اسب‌های خود، آرام آرام از میان کویر در حال حرکت به سمت مقصد بود.

💡 در داستان‌های قدیمی، همیشه توصیف می‌شد که سربازان با صدای نعل کنان اسب‌هایشان، به سرعت به سمت میدان جنگ پیشروی می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران