نصفا نصف
مترادفها
نصف، نیم، نیمه
لغت نامه دهخدا
نصفانصف. [ ن ِ ن ِ ] ( اِ مرکب ) نیمانیم. ( یادداشت مؤلف ). دو نیمه برابر مساوی. ( ناظم الاطباء ). || ( ق مرکب ) به اندازه نصف: نصفانصف فرق کرده است. ( یادداشت مؤلف ).
- نصانصف شدن؛ به میان رسیدن. به دو نیم شدن. ( ناظم الاطباء ).
- نصفانصف کردن؛ به دو نیم برابر تقسیم کردن. از میان قطع کردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
نیمانیم ٠ دو نیم. برابر مساوی ٠ یا به انداز. نصف: نصفانصف فرق کرده است ٠
جمله سازی با نصفا نصف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلما بعته قال اشتر مع الناس يوما بيوم وقال: يا معتب اجعل قوت عيالى نصفا شعيرا و نصفا حنطة. (13)