لغت نامه دهخدا
نصرت گستر. [ ن ُ رَ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) فیروز. مظفر. منصور. نصرت قرین. ( ناظم الاطباء ).
نصرت گستر. [ ن ُ رَ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) فیروز. مظفر. منصور. نصرت قرین. ( ناظم الاطباء ).
فیروز. مظفر. منصور. نصرت قرین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای خداوندی که نصرت گرد لشکرگاه تست چترت ایوانست و پیلت منظر و فحلت رواق
💡 و اما داستان نصرت آنان نيز مستلزم فتح و غنيمت نيست، بلكه مصاديق ديگرى نيز دارد،كه خداوند با آن گشايشى به كار بندگانش بدهد، علاوه بر اين آيه شريفه نمىخواهد بفرمايد كه نصرت خدا به ايشان رسيد، بلكه مى فرمايد:اهل نفاق مادام كه اذيتى نديده اند دم از اسلام مى زنند، همين كه آزار ديدند به عقب برمىگردند، و اگر نصرتى از خدا به مؤ منين برسد، آنها نيز خود را جزو مسلمانان قلمدادكرده و براى اينكه از آن پيروزى سهمى ببرند مى گويند: ما هم مسلمانيم، و با شماييم، و اين عبارت درباره آزار ديدن دلالت بروقوع آن دارد، چون مى فرمايد: و همين كه اذيتديدند، ولى درباره نصرت اين دلالت را ندارد، چون فرموده: و اگر نصرتى از خدا بهمؤ منين برسد، و معلوم است كه كلمه (اگر) تنها امكان تحقق را مى رساند، نه وقوع آنرا، ساده تر بگوييم كلمه (اگر) تنها دلالت دارد كه چنين چيزى ممكن است واقع شود،و اما اينكه واقع هم شده، دلالت ندارد.