نره براوردن

لغت نامه دهخدا

( نره برآوردن ) نره برآوردن. [ ن َرْ رَ / رِ ب َ وَدَ ] ( مص مرکب ) اخته کردن. خصی کردن. || از غلاف بیرون کردن فحل نری خود را. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( نره بر آوردن ) اخته کردن یا از غلاف بیرون کردن فحل نری خود را.

جمله سازی با نره براوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زین هر دو اگر سخت نکوشی نرهی از خلق و ز خود جز به خموشی نرهی

💡 چو شیر نره بادی هست در سر دهد روزی چو شیر بیشه سرباد

💡 به شمشیر و تیر و به گرز و کمند سر نره دیوان درآرد به بند

💡 بدین داستان زد جوان دلیر که از شیر ناید بجز نره شیر

💡 درافتاد دنبالشان نره شیر گهی تاخت بالا گهی تاخت زیر

💡 چو زال آن چنان دید از آن نره شیر پس او همی تاخت گرد دلیر

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز