ناهم زمانی

فرهنگستان زبان و ادب

{décalage} [روان شناسی] در نظریۀ تحول شناختی پیاژه، تحول و کسب مهارت های شناختی براساس ترتیب ثابت

جمله سازی با ناهم زمانی

💡 بمانده در غم آبی و نانی که تا پر گردد این دوزخ زمانی

💡 بیا تا ز هر تیرگی خم زنیم زمانی به هم از صفا دم زنیم

💡 ردای مصطفی بگرفت ناگاه که بامن نِه زمانی پای در راه

💡 چون نیست زمانی سر خویشم بی تو کاری است گرفته پس و پیشم بی تو

💡 آخر این ناز تو هم در گذرد چند مانده است زمانی که توراست

💡 ای دل ز شکوه بهر خدا رنجه‌اش مساز آن آهوی رمیده زمانی که رام ماست