ناموس پرستی

مترادف‌ها

عزت‌پرستی، حرمت‌گذاری

متضادها

بی‌ناموسی، بی‌شرمی

لغت نامه دهخدا

ناموس پرستی. [ پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) غیرت. عمل ناموس پرست.

فرهنگ فارسی

علاقه مندی بعرض وناموس غیرتمندی.

جمله سازی با ناموس پرستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آسمان (با تلفظ آسپان در قزاقی)، دانه (با تلفظ دان)، داستان، ازل، ناموس (در اصل از یونانی به فارسی و عربی وارد شده)، من، گل، قزاقستان، وقت، دوست.

💡 برو ای زاهد از این زهد ریایی بگذر کان که نگذشت ز ناموس به نامی نرسید

💡 مانند كسى كه مال مردم را مى برد، يا از ايشان ربا مى گيرد، و يا به ناموس ‍ تجاوزمى كند.

💡 از خداوند مى خواهم كه قرآن را نور فكر، بيان و عمل ما، و نور قلب، قبر و قيامت ما، و نور سياست، اقتصاد و اجتماع ما، و نور نسل، ناموس و تاريخ ما قرار دهد.

💡 هوای خانه ناموس و ننگ دلگیر است خوش آنکه بر سر عقل این بنا خراب کنیم

💡 جنونم داغ شد در کسوت ناموس خودداری گریبانی چو گل دامن کنم تا بر کمر پیچد

💡 در فرهنگ و تمدن‌های مختلف، ناموس پرستی به عنوان یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اخلاقی برای حفظ کرامت و عزت انسانی شناخته می‌شود.

💡 بسیاری از قهرمانان اسطوره‌ای در داستان‌های کهن، به دلیل ناموس پرستی و ایستادگی در برابر ظلم، مورد ستایش و احترام همیشگی بوده‌اند.

💡 رعایت اصول ناموس پرستی و حفظ حرمت خانواده، از ستون‌های اصلی اخلاق در بسیاری از جوامع با اصالت و سنتی محسوب می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران