نام براوردن
مترادفها
نام بردن، ذکر کردن، یاد کردن
متضادها
سکوت کردن، نادیده گرفتن
لغت نامه دهخدا
( نام برآوردن ) نام برآوردن. [ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) مشهور شدن. ( از ناظم الاطباء ).نامدار شدن. شهرت گرفتن. ( از آنندراج ):
هرکه در مهتری گذارد گام
زین دو نام آوری برآرد نام.نظامی.خالت به سیه روزی ما نام برآورد
در صبح فرورفت و سر از شام برآورد.واله ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( نام بر آوردن ) ( مصدر ) مشهورشدن معروف گشتن: هرکه در مهتری گذارد گام زین دو نام آوری بر آرد نام. ( نظامی )
جمله سازی با نام براوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببردی نام و ننگم ای دل و دین دل ما را چه جای نام و ننگست
💡 گوش بر ره تاکه گوید نام او دل بهرسو تاکه نوشد جام او