لغت نامه دهخدا
ناسرافراز. [ س َ اَ ] ( ص مرکب ) سرافکنده. خجل. که سرافراز و مفتخر و مباهی نیست. مقابل سرافراز.رجوع به سرافراز شود. || پست. فرومایه.
ناسرافراز. [ س َ اَ ] ( ص مرکب ) سرافکنده. خجل. که سرافراز و مفتخر و مباهی نیست. مقابل سرافراز.رجوع به سرافراز شود. || پست. فرومایه.
سر افکنده خجل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنان بود که ز افراز در نشیب آید چو سنگ کان بنهیبش برانی از کهسار
💡 آنچه بر من میرود بر کس نرفت این سر افرازی هنوز از پس نرفت
💡 افراز ملوک را نشیب است بترس درهر دلکی از تونهیب است بترس
💡 مژده ای دل که شهنشاه جهان باز آمد وانکه سر در قدمش سود سر افراز آمد
💡 از افراز یک تن نیامد به خاک دل شاه چین شد ازو دردناک