نازک سرا

لغت نامه دهخدا

نازک سرا. [ زُ س َ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش آستانه شهرستان لاهیجان در 7هزارگزی شمال آستانه و 7هزارگزی شمال جاده شوسه آستانه به رشت و در کناره غربی سفیدرود، در جلگه واقع است هوایش معتدل مرطوب و مالاریاخیز است. 254 تن سکنه دارد، اهالی فارسی را به لهجه گیلکی تکلم می کنند. آب این ده به وسیله نهر روشن آب که از سفید رود منشعب است تأمین می شود. محصولش برنج و ابریشم و کنف است و مردمش به زراعت اشتغال دارند. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ص 301 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان حومه بخش آستانه شهرستان لاهیجان در هفت هزار گزی شمال آستانه و هفتهزار گزی شمال جاده شوسه ستانه به رشت.

جمله سازی با نازک سرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لرزد از نازکی خوی لطیفش چون بید باد چون بر قدمش گل کند از شاخ بهار

💡 در راه توسن تو دل نازک ست فرش هر جا دویده گرد کند شیشه ریزها

💡 خوی او بس نازک و ما بی قرار از درد دل پیش او ناگه مبادا ناله و آهی کنیم

💡 می‌شود مدهوش عطرش هر نفس دل چون کنم وصف خالش را که از مشک ختن نازک‌تر است

💡 صد جان فدای قد تو کز جویبار حسن هرگز یکی نهال بدین نازکی نخاست

💡 هین خمش کان مه رو وان مه نازک خو سر بپوشد چون ما کاشف اسراریم

بج یعنی چه؟
بج یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز