نادیده اوردن

لغت نامه دهخدا

( نادیده آوردن ) نادیده آوردن. [ دی دَ / دِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) نادیده انگاشتن. ندیده گرفتن:
دیده را نادیده می آرید لیک
چشمتان را واگشاید مرگ نیک.مولوی.

فرهنگ فارسی

( نادیده آوردن ) ( مصدر ) نادیده انگاشتن.

جمله سازی با نادیده اوردن

💡 این ادعا هم یک فرضیه اشتباه برخلاف واقعیت است. نقش روسیه، آمریکا و هزاران فاکتور دیگر به سادگی نادیده گرفته شده‌است.

💡 در داستان مرگ ریما بسیار ناگهانی است به‌طوری که بعد از آن نادیده گرفته می‌شود.

💡 ننالم چون ز جورت آه رفت آن طاقتم کز تو جفا می‌دیدم و نادیده می‌انگاشتم روزی

💡 جهان دیده گان اند نادیده هیچ همه هرزه گوی و فسانه نیوش

💡 «ای پدر! از بهر خدای مرا فریاد رس که جوانم و جهان نادیده.»

💡 زدام کین تو نادیده هیچکس مخلص زجام مهر تو ناگشته هیچکس مخمور

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز