واژه «مژگانی فلج» در علوم پایه پزشکی معادل اصطلاح لاتین «cycloplegic» است و به حالتی یا ویژگیای اشاره دارد که در آن عضله مژگانی چشم دچار فلج یا ناتوانی در انقباض و انبساط طبیعی میشود. این عضله در حالت طبیعی نقش مهمی در تنظیم تمرکز عدسی چشم و تطابق دید در فواصل مختلف دارد، اما در وضعیت مژگانی فلج، توانایی تغییر شکل عدسی کاهش یافته یا بهطور کامل از بین میرود. در نتیجه، چشم فرد توانایی تطابق مناسب برای دیدن اشیای نزدیک و دور را از دست میدهد و دید او به صورت موقت یا پایدار دچار اختلال میشود. این حالت ممکن است به صورت طبیعی در برخی بیماریها یا به صورت دارویی و با استفاده از داروهای خاص ایجاد شود که برای معاینه یا درمان چشم به کار میروند. در پزشکی، ایجاد مژگانی فلج اغلب به صورت کنترلشده انجام میشود تا پزشک بتواند ساختار و عملکرد چشم را بهتر بررسی کند. بنابراین این واژه بیشتر یک اصطلاح تخصصی است که به وضعیت عملکردی عضله مژگانی مربوط میشود، نه یک بیماری مستقل. در مجموع، «مژگانی فلج» بیانگر کاهش یا توقف فعالیت عضله مژگانی چشم است که منجر به اختلال در فرآیند تطابق بینایی میگردد و در معاینات چشمپزشکی کاربرد تشخیصی مهمی دارد.
مژگانی فلج
فرهنگستان زبان و ادب
{cycloplegic} [علوم پایۀ پزشکی] ویژگی فرد مبتلا به مژگانی فلجی؛ مربوط به مژگانی فلجی