لغت نامه دهخدا
( موکب آرا ) موکب آرا. [ م َ / مُو ک ِ ] ( نف مرکب ) موکب آرای. آرایشگر موکب شاهی. ( از یادداشت مؤلف ). آراینده ٔگروه ملتزمان رکاب. رجوع به موکب و موکب آرای شود.
( موکب آرا ) موکب آرا. [ م َ / مُو ک ِ ] ( نف مرکب ) موکب آرای. آرایشگر موکب شاهی. ( از یادداشت مؤلف ). آراینده ٔگروه ملتزمان رکاب. رجوع به موکب و موکب آرای شود.
( موکب آرا ) موکب آرای ٠ آرایشگر موکب شاهی ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قاآنی صد شکرکه رستیم ز اندوه والحمدکه آمد ز سفر موکب خسرو
💡 گرد افغان و جت به رغبت و حرص پرده زد موکب سوار ملک
💡 زگَرد موکب تو روی ماه پرخاک است ز نعل مرکب تو روی خاک پُرماه است
💡 بیجوش خون چو موکب ساغر گذشتهایم بیچتر زر چو لشکر آتش دویدهایم
💡 یا نه تو گفتی زگرد موکب دارا گوشهٔ ابرو نمود تیغ سکندر