لغت نامه دهخدا
ملک علام. [ م َ ل ِ ک ِ ع َل ْ لا ] ( اِخ ) کنایه از خدای دانا. خدای علیم. خدای تعالی: عزرائیل سلام ملک علام به سید عالم رساند و رسالت حق بگذراند. ( قصص الانبیاء ص 244 ).
ملک علام. [ م َ ل ِ ک ِ ع َل ْ لا ] ( اِخ ) کنایه از خدای دانا. خدای علیم. خدای تعالی: عزرائیل سلام ملک علام به سید عالم رساند و رسالت حق بگذراند. ( قصص الانبیاء ص 244 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زانکه یک عید نیست در علام که در او صد هزار ماتم نیست
💡 منزل ثانی ترا باشد مقام معرفت کان بود ملکوت و آنجا علام عقباستی
💡 تو میدانی که علام الغیوبی پناه و خالق هر زشت و خوبی
💡 دین علام که باقیست بفر علماست چون رسد کار بفتوای رسول علام
💡 اساس عدل تو محکم به خسرو عالم بنای قدر تو عالی ز ایزد علام