لغت نامه دهخدا
مله گاله. [ م ُل ْ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کوهمره سرخی است که در بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع است و 256 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
مله گاله. [ م ُل ْ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کوهمره سرخی است که در بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع است و 256 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
💡 رویای من اینست که روزی در آلاباما، با آن نژادپرستان وحشیاش، با فرماندارش که از گالهی دهانش، عدم پذیرش مداخله در قوانین فرومیچکد، آری روزی در همین آلاباما، پسرها و دخترهای کوچک سیاهپوست خواهند توانست چون خواهران و برادرانی دست در دست پسرها و دخترهای کوچک سفیدپوست بگذارند.
💡 پر گاله دل رفت شب از گریه به رویم بر روی من از گریه چگویم که چهارفت
💡 مژگان پرخون عاشقش گل را چه بیند کز جگر چون ارغوان پر گاله یی بر هر سر مویش بود
💡 تیرآباد، ۷۵ - شاهکوه، ۷۶ - صالحاباد، ۷۷- گالهکجان، ۷۸ - چالهشکمبه، ۷۹ -
💡 تیرآباد، ۷۵ - شاهکوه، ۷۶ - صالحاباد، ۷۷- گالهکجان، ۷۸ - چالهشکمبه، ۷۹ -
💡 حسینیه میان گاله مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان نکا، بخش مرکزی، دهستان مهروان، روستای میانگاله واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۹۶۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.