مقابلت کردن

مترادف‌ها

مقابله کردن، مواجهه کردن، تقابل کردن، ستیزه کردن

متضادها

سازش کردن، همکاری کردن

لغت نامه دهخدا

مقابلت کردن. [ م ُ ب َ / ب ِ ل َ ک َ دَ ]( مص مرکب ) برابری کردن. ایستادگی کردن:
مقابلت نکند با حجر به پیشانی
مگر کسی که تهور کند به نادانی.سعدی.و رجوع به مقابله و ترکیب های آن شود.

جمله سازی با مقابلت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سپس زمانى كه سر از سجده اول برداشت، خداوند خطاب به ملائكه اش مى فرمايد: اىملائكه من ! آيا نمى بيند اورا كه چگونه مى گويد: و به درستى كه من به زودىتواضع در مقابلت را با ذل و كوچكى خواهم گمارد. (بحارالانوار، ج 82، ص 221).

💡 سپس زمانى كه سر از سجده اول برداشت، خداوند خطاب به ملائكه اش ‍ مى گويد: اىملائكه من !آيا نمى بينيد او را چگونه مى گويد: و به درستى كه من به زودى تواضعدر مقابلت را با ذل و كوچكى خواهم گمارد.

💡 ز شکوه برق غرور تو که شود حریف‌ حضور تو همه جا نگاه ضعیف ما مژه می‌کشد به مقابلت

💡 پس مشاقه و شقاق اين است كه تو در يك شقى قرار بگيرى، و طرف مقابلت در شقديگر0 و اين كنايه است از مخالفت و طرفيت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران