معمور گشتن

معمور گشتن

عبارت «معمور گشتن» به معنای معمور گردیدن، اصلاح شدن یا بهبود یافتن است. این ترکیب از دو بخش ساخته شده است: «معمور» که به معنای آباد، درست یا اصلاح‌شده است و «گشتن» که به معنای شدن می‌باشد. بنابراین، معمور گشتن یعنی چیزی یا مکانی به حالت اصلاح‌شده یا بهبود یافته رسیدن. این عبارت در متون ادبی و تاریخی برای توصیف بهبود وضعیت شهر، روستا، ساختار یا حتی شرایط عمومی به کار رفته است. کاربرد آن بیشتر در زبان ادبی و رسمی دیده می‌شود و بار معنایی مثبت دارد. برای مثال، می‌توان گفت: «پس از مرمت و رسیدگی، خانه قدیمی معمور گشت»؛ یعنی خانه بهبود یافت و اصلاح شد. این عبارت نشان‌دهنده‌ی تغییر وضعیت از ناپایدار یا نامطلوب به حالت درست و منظم است. «معمور گشتن» می‌تواند هم برای مکان‌ها و هم برای ساختارها یا امور غیرمادی به کار رود. در ادبیات کلاسیک فارسی، این اصطلاح معمولاً برای شهرها، قریه‌ها و بناها به کار رفته است. استفاده از آن بار معنایی امید، اصلاح و نظم را به مخاطب منتقل می‌کند. به طور خلاصه، معمور گشتن یعنی اصلاح شدن، بهبود یافتن یا بازسازی و نظم یافتن چیزی.

مترادف‌ها

آباد شدن، رونق گرفتن، شکوفا شدن

متضادها

ویران شدن، مخراب شدن، متروکه شدن

لغت نامه دهخدا

معمور گشتن. [ م َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) معمور گردیدن. اصلاح شدن. بهبود یافتن: حال مودت از شوائب کدورت صافی شد و ذات البین معمور گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

فرهنگ فارسی

معمور گردیدن اصلاح شدن

جمله سازی با معمور گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 می‌کند دیدنش از داغ جگر را معمور وادی عشق عجب لاله‌ستان‌ها دارد

💡 جابجا در هر فلک بنشسته خیلی از ملک این عبادتخانه را معمور میدانیم ما

💡 با گسترش راه‌های تجاری و ایجاد بازارهای جدید، این شهر کوچک در عرض چند سال به یک مرکز اقتصادی بزرگ و پر رونق معمور گشت.

💡 با رسیدن باران‌های فصلی و آبیاری زمین‌های خشک، باغ‌های اطراف رودخانه دوباره سبز و با گل و گیاه بسیار پر رونق و معمور گشتند.

💡 تاریخ نشان می‌دهد که با برقراری امنیت در مناطق مرزی، مسیرهای قدیمی تجاری دوباره باز شده و آن نواحی دورافتاده به تدریج معمور گشتند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران