مشکین سرشت

لغت نامه دهخدا

مشکین سرشت. [ م ُ / م ِ س ِ رِ ] ( ص مرکب ) هر چیزی که دارای طبیعت مشک بود و بوی مشک دهد. ( ناظم الاطباء ). خوشبوی چون مشک. به مشک سرشته شده:
درآمد به مشکوی مشکین سرشت
چو آب روان کآید اندر بهشت.نظامی.

فرهنگ فارسی

هر چیزیکه دارای طبیعت مشک بود و بوی مشک دهد.

جمله سازی با مشکین سرشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محمدرضا ایلدار ژاله (زادهٔ ۱۳۲۶ خورشیدی در مشکین‌شهر) سازنده ساز و شاعر ایرانی است.

💡 بگشا گره از ابروی مشکین که ببینند کاندر خم ابروی تو پیوسته گشاد است

💡 در دلاویژی و دلبندی سر یک موی نیست از کمند زلف کمتر کاکل مشکین دوست

💡 دهستان مشکین‌آباد یکی از دهستان‌های شهرستان فردیس در استان البرز ایران است که در بخش مشکین‌دشت قرار دارد.

💡 سخن چون خط مشکین می تند گرد دهان او چسان من دل از آن لبهای شکر بار بردارم

💡 دده‌بیگلو روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان مشگین‌شهر، بخش مشکین شرقی، دهستان قره‌سو قرار دارد.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز