مسکین اباد

لغت نامه دهخدا

( مسکین آباد ) مسکین آباد. [ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اکراد ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران، واقع در 48هزارگزی شمال باختری کرج و 3هزارگزی جنوب راه شوسه کرج به قزوین. آب آن از قنات و در بهار از رود کردان تأمین می شود و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
مسکین آباد. [ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بخش روانسر شهرستان سنندج، واقع در 6هزارگزی جنوب روانسر، کنار راه فرعی روانسر به سنجابی. آب آن از چشمه و سراب و راه آن مالرو و در تابستان اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

( مسکین آباد ) دهی در شهرستان سنندج

دانشنامه عمومی

مسکین آباد. مسکین آباد جماعت و شهرکی در کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ فیض آباد ناحیه های تابع جمهوری قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۲۷۱۱ است.

جمله سازی با مسکین اباد

💡 الحذر از زاریِ نزاریِ مسکین زارتر آخر ز من کجاست نزاری

💡 چنان که بلبل مسکین بود خزان درباغ ز یار و دوست جدا مانده ام چنان درباغ

💡 بلایی جز این نیست بر جان مسکین که آن شوخ در سینه بسیار گردد

💡 ترسم ای خسرو خوبان! که برد «ترکی» مسکین به لحد همره خود آرزوی خاک درت را

💡 گر تو صد از این جور کنی بر من مسکین ای جان به ستم عهد فراموش توان کرد

💡 چو از نفست بلایت میرسد بیش از اوئی دائما مسکین و دلریش