مسافر زائی

لغت نامه دهخدا

مسافرزائی. [م ُ ف ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میرعبدی بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار. واقع در 5هزارگزی جنوب دشتیاری و 4هزارگزی جنوب راه مالرو دشتیاری به باهوکلات. آب آن از باران و راه آن مالرو است. ساکنین آن از طایفه ٔسردارزائی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی در شهرستان چاه بهار

جمله سازی با مسافر زائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مسافر است مروت ز کوی یار اسیر دل شکسته ز ما یادگار می طلبد

💡 دلم چو آتش چون در دمی شود زنده چو دل مباش مسافر مقیم باش مقیم

💡 تا جهان گاه به راحت گذرد گاه به رنج وادمی گاه مسافر بود و گاه مقیم

💡 زاد مسافر در قطع این راه قطع امید است از ما سوی اللّه

💡 چرخ مسافر ز بهر ماست شب و روز هر چه یکی رفت بر اثر دگر آید