لغت نامه دهخدا
مزدی دوزی. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل مزدی دوز. || ( اِ مرکب ) دکان و محل دوختن کفش یا لباس مزدی.
مزدی دوزی. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل مزدی دوز. || ( اِ مرکب ) دکان و محل دوختن کفش یا لباس مزدی.
عمل و شغل مزدی دوز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً یا از ایشان مزدی میخواهی فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ (۴۰) که ایشان از تاوان مزد گرانبارند.
💡 مزدی که زاندازه کار ست سبکتر درپله میزان بود از کار گرانتر
💡 وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ و نمیخواهم برین هیچ مزدی إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلی رَبِّ الْعالَمِینَ (۱۶۴) نیست مزد من مگر بر خداوند جهانیان.
💡 بساز آن جا چنان قصری که باید ز ما درخواست کن مزدی که شاید
💡 چه مزدی بهتر از این دارم امید که شیرین بهر این کارم پسندید
💡 چه مزدی بهتر است از بنده بودن به خاک آستانش جبهه سودن