فرهنگستان زبان و ادب
{centre of percussion} [فیزیک] نقطه ای از جسم که براثر ضربۀ وارد بر جسم در نقطه ای دیگر، جسم حول آن می چرخد
{centre of percussion} [فیزیک] نقطه ای از جسم که براثر ضربۀ وارد بر جسم در نقطه ای دیگر، جسم حول آن می چرخد
نقطهای از جسم که براثر ضربۀ وارد بر جسم در نقطهای دیگر، جسم حول آن میچرخد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یارب به کام ورای تو بادا مدام چرخ چندانکه گرد مرکز خاکی مدار اوست
💡 خبر ز گردش پرگار می دهد مرکز دلیل رفتن دلهاست آرمیدن چشم
💡 وز این سو من و تو به جنگ اندریم بدین مرکز نام و ننگ اندریم
💡 مرکز پرگار حیرانی است در آغوش گل شبنمی کز آفتاب عالم آرا غافل است
💡 نیست از ذره من بر دل گردون باری مرکز این دایره را تنگ نمی گرداند
💡 مرکز شود ز تنگی دل در نظر مرا خود را اگر به دایره لامکان کشم