مرز پیشینی
مترادفها
مرز پیشین، مرز قبلی
فرهنگستان زبان و ادب
{antecedent boundary} [جغرافیای سیاسی] مرزی که پیش از مسکون شدن منطقه و شکل گیری هویت فرهنگی متمایز تعیین شده باشد
ویکی واژه
مرزی که پیش از مسکون شدن منطقه و شکلگیری هویت فرهنگی متمایز تعیین شده باشد.
جمله سازی با مرز پیشینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بیشتر موارد، محدودیت پشتیبانی اعمالشده در آن، پیشینی است، زیرا توسط محقق بر اساس تصویر در حال تحول اصلاح میشود. در تئوری، این لزوماً مورد نیاز نیست و الگوریتمهایی توسعه داده شدهاند که با استفاده از یک تابع همبستگی خودکار، یک پشتیبانی در حال تکامل را بر اساس تصویر به تنهایی تحمیل میکنند. این نیاز به تصویر ثانویه (پشتیبانی) را از بین می برد و در نتیجه بازسازی را خودمختار می کند.
💡 وی ادامه میدهد: آدمی به پیشداوریهایی که میراث پیشینیان است چسبیده و در مهمترین امور به سخنان کسانی اعتماد میکند که در پی منافع شخصی هستند. غافل از اینکه باید به عقل سلیم خود رو بیآورد و بس.
💡 شناخت علمی با تردید در باورهای پیشینی و به دنبال آن، با پرسش و کاوش بیقید و بند بهدست میآید. اما انسان متدین یا باورمند همه چیز را پیشاپیش میداند. بنابرین نیازی به خردورزی و کندوکاو علمی نمیبیند.
💡 در مباحث فلسفی مربوط به معرفتشناسی، بحث درباره مرز پیشینی میان تجربه و عقلانیت یکی از موضوعات بسیار پیچیده و مورد بحث است.
💡 فیلسوفان سعی دارند با تحلیل دقیق مفاهیم، مرز پیشینی میان دانش تجربی و ساختارهای ذهنی انسان را با دقت و ظرافت بسیار تعیین کنند.
💡 درک درست از مرز پیشینی میان آنچه میدانیم و آنچه تجربه میکنیم، برای شناخت عمیقتر ماهیت حقیقت و واقعیت بسیار ضروری به نظر میرسد.