منطقۀ دروازه ای
مترادفها
منطقه ورودی، ناحیه دروازهای
فرهنگستان زبان و ادب
{gateway region} [جغرافیای سیاسی] هریک از مناطق گذرگاهی خاصی که در دوران جنگ سرد با سازوکاری جغراسیاسی تعادل میان قدرت های قاره ای و دریایی را برقرار می کردند
جمله سازی با منطقۀ دروازه ای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از دوران صفویه به بعد تنها راه ورود ارتباطی استرآباد و مازندران منحصر به معبر روی این خندق بود که با دروازه ای متحرک باز و بسته میشد.
💡 معبر جنوبی ارگ سلطنتی، دروازه ای بود از عهد صفوی که به واسطه حفر خندق در دوره زندیه، با پلی چوبی و معبری به سردرِ جنوبی میدان ارگ[سردرِ نقاره خانه قدیم] متصل میگردید.
💡 اندازه یک زمین راگبی ساحلی به تصمیم لیگ بستگی دارد. طول این میدان بین ۳۰–۵۰ متر و عرض ۲۰–۳۵ متر است و عمق گلها ۳–۷ متر است. در زمین هیچ تیر دروازه ای وجود ندارد و خطوط معمولاً با نوعی نوار یا طناب مشخص میشوند.
💡 شهر بندرعباس به عنوان یک منطقۀ دروازهای مهم برای تجارت بینالمللی ایران، نقش کلیدی در ورود و خروج کالاها از طریق بنادر محسوب میشود.
💡 منطقهای که در مرزهای کشور قرار دارد به عنوان یک منطقۀ دروازهای عمل میکند و کنترل دقیق ورود و خروج افراد در آنجا اهمیت دارد.
💡 در معماری شهری، میدانهای بزرگ معمولاً به عنوان یک منطقۀ دروازهای عمل میکنند که ورود به بافت تاریخی شهر را برای گردشگران تسهیل مینمایند.