مداحی کردن

مترادف‌ها

ستایش کردن، مدح گفتن، نوحه خواندن

متضادها

دشنام دادن، نکوهش کردن، بدگویی کردن

لغت نامه دهخدا

مداحی کردن. [ م َدْ دا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مدیحه سرودن. فضایل ممدوح را به شعر درآوردن. || اشعار در فضایل و مصایب اهل بیت خواندن.

فرهنگ فارسی

مدیحه سرودن

جمله سازی با مداحی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از آثار او، می‌توان به مداحی «زینب زینب» و ماه رمضان اشاره کرد.

💡 معاذالله که بدعهدی کند دیرینه مداحی که ‌دارد چون تو ممدوحی سخندان و سخن‌گستر

💡 پای در دامن اندیشه به مداحی توست سر فرو برده ز فکرت به گریبان سوسن

💡 بی‌سبب خصمی همی ورزند با من حاسدین کز چه رو مداحی آل پیمبر میکنم

💡 حب تو عقده های دلم را ز هم گشود منظور من ز شعر چو مداحی تو بود

💡 در مراسم‌های مذهبی و سوگواری، مداحی کردن نقش بسیار مهمی در ابراز احساسات و یادآوری وقایع تاریخی و مذهبی برای شرکت‌کنندگان دارد.

💡 برخی از افراد به دلیل استعداد صوتی و تسلط بر اشعار، به مداحی کردن حرفه‌ای پرداخته و در مراسم‌های مختلف شرکت می‌کنند.

💡 هدف از مداحی کردن در فرهنگ ما، انتقال پیام‌های اخلاقی و معنوی از طریق روایت داستان‌های زندگی پیامبران و بزرگان مذهبی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران