محنت کشیدگی
مترادفها
سختی، رنج، مشقت، دشواری
لغت نامه دهخدا
محنت کشیدگی. [ م ِ ن َ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی محنت کشیده. سختی کشیدگی.
جمله سازی با محنت کشیدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کمزاری دارای تمایز کشیدگی در واکههایش و دارای پنج واکه بلند و سه واکه کوتاه است. واکهها هیچگاه در وقفه مستقیم بیان نمیشوند؛ و توسط یکنیمهواکه همچون /j/ و /w/ یا یک ایست زبانی همچون (/ʔ/) جدا میشوند.
💡 اغلب آلیاژها در هنگام انجماد و تبدیل از مذاب به جامد با کاهش حجم روبه رو هستند. برحسب شرایط انجماد و حصول انجماد جهت دار یا همهجانبه و همچنین برحسب نوع آلیاژ، کاهش حجم ناشی از انقباض به دو صورت پراکنده و متمرکز در قطعهٔ ریخته شده مشاهده میشود. کشیدگی متمرکز عموماً در سطح قطعه یا در زیرسطح تشکیل میشود.
💡 روئو در ۷۰۰ کیلومتر (۴۳۰ مایل) باختر پالیکیر قرار دارد. روئو شکلی تخت دارد و کشیدگی آن ۰٫۶ کیلومتر (۰٫۳۷ مایل) در امتداد شمالی-جنوبی و ۱٫۶ کیلومتر (۰٫۹۹ مایل) در امتداد خاوری-باختری است.
💡 چشم حاوی ماده ژلهمانند به نام زجاجیه است. جمع شدن زجاجیه معمولاً باعث ایجاد سوراخ میشود. همچنین زجاجیه یک فرد در سنین بالا آبکی شده و شروع به کشیدگی شبکیه چشم میکند و در نتیجه سوراخ در شبکیه ایجاد میشود.