[ویکی فقه] متشابهات کتاب، آیات فاقد معانی روشن و قابل حمل بر وجوه مختلف می باشد. و در اصول فقه کاربرد دارد. متشابهات کتاب، مقابل محکماتِ کتاب می باشد. متشابه در لغت، به چیزی گفته می شود که قسمت های مختلف آن به یک دیگر شباهت دارد، و در اصطلاح، کلامی است که دارای نوعی ابهام می باشد؛ به بیان دیگر، به آیاتی که دلالت آن ها بر معانی روشن نباشد، به گونه ای که وجوه مختلف و گوناگونی در آن راه داشته باشد، متشابه گویند.
جمله سازی با متشابهات کتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 O امام صادق عليه السّلام درباره ى حروف مقطّعه ى (الَّر) فرمودند: (الف) رمز اءنا، (لام ) رمز اللّه و (راء) رمز رئوف است؛ يعنى اءنا اللّه الرؤ ف.(347) و درروايت ديگرى مى خوانيم كه اين حروف همان متشابهات قرآن است.(348)
💡 و در كتاب عيون، از حضرت رضا عليه السلام روايت آورده كه فرمود: كسى كه متشابهرا به محكم قرآن بر گرداند، بسوى صراط مستقيم هدايت شده، آنگاه فرمود: در اخبار مانيز مانند قرآن، محكم و متشابه هست، بايد كه شما متشابهات آنرا به محكماتش برگردانيد، و
💡 ششم: به نظر من، علت وجود متشابهات در قرآن كريم آن است كه ما در جهان مادىزندگى مى كنيم و فكر و درك ما در آن محور دور مى زند. و در قرآن مطالبىنقل مى شود كه فراتر و وسيعتر از قالب الفاظ است. و به هر صورت كه بيانشوند، بر ما روشن نخواهند شد. و عبارات از رساندن حقايق آنها و ما از فهميدن حقايقآنها، ناتوان خواهيم بود.
💡 اين وجه نيز درست نيست، براى اينكه كتاب خدا همانطور كه آيات متشابه دارد، محكماتنيز دارد، محكماتى كه بايد معناى متشابهات را از آنها خواست و لازمه اين مطلب آنست كهدر متشابهات مطلبى زايد بر آنچه محكمات از آنها در مى آورد نبوده باشد، آنوقت اين سؤال بى پاسخ مى ماند، كه پس چرا در كلام خدا آياتى متشابه گنجانده شده، وقتىمعانى آنها درمحكمات بوده، ديگر چه حاجت به متشابهات بود؟.
💡 و آنگاه اگر اهل نظر بعد از توجه به اين مطالب به آيه مورد بحث كه مى فرمايد:(منه آيات محكمات هن ام الكتاب و اخر متشابهات ) برخورد كند، ديگر هيچ شكى نمىكند در اينكه مراد از كلمه (محكمات ) آياتى است كه متضمناصول مسلمه اى از قرآن است و مراد از كلمه (متشابهات ) آياتى است كه معانى آنها بهوسيله آيات دسته قبل روشن مى گردد.
💡 ضميرى كه در (تاويل ) است به (كتاب ) بر مى گردد، در تفسير آيه (هو الذىانزل عليك الكتاب منه ايات محكمات هن ام الكتاب و اخر متشابهات...) گفتيم: كه درعرف قرآن تاءويل به معناى حقيقتى است كه حكم و يا خبر و يا امر ظاهر ديگرى بر آناعتماد داشته باشد، همان اعتمادى كه ظاهر بر باطن ومثال بر ممثل دارد.