مبین منفصل
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] مبین منفصل به لفظ رافع اجمال لفظ مجمل، و منفصل از آن اطلاق می شود.
«مبین» لفظی است که دلالتش واضح باشد و اجمال لفظ مجمل را بیان و روشن کند. در صورتی که این مبین در آیه دیگری و با فاصله آمده باشد، آن را «مبین منفصل» می نامند؛
مثال
مانند:۱. (وجوه یومئذ ناضرة الی ربها ناظرة). این آیه اجمال دارد و با آیه (لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار) بیان شده است.۲. (احلت لکم بهیمة الانعام الا ما یتلی علیکم) که با آیه (حرمت علیکم المیتة والدم ولحم الخنزیر...) بیان و روشن شده است.
مبین منفصل از سنت
گاهی مبین منفصل، از سنت است؛ یعنی قرآن با حدیث تبیین می شود؛ مانند: (واقیموا الصلاة وآتوا الزکاة) و (ولله علی الناس حج البیت) که افعال نماز، مقدار نصاب زکات و مناسک حج در احادیث بیان شده است.
دیدگاه زرکشی
...
جمله سازی با مبین منفصل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماکس وبر دیدگاهی عینی و دور از سنتهای جامعهشناختی نهاد دین دارد. بر خلاف مؤمنانی که سفر ایمانی باعث میشود دین خود را از درون بررسی کنند، او بیرون ایستادهاست و به درون نگاه میکند. این دیدگاه منفصل و عینی از دین، مظهر عملکرد عینی و مدرنیستی دیدگاه جامعهشناختی دین امروزی است.
💡 در زبان فارسی، من ضمیر شخصی منفصل برای اول شخص مفرد (متکلم وحده) است. در واقع اصل این کلمه باید در زبان فارسی امروز 'اَز یا اَژ میشد، اما به دلایل تاریخی/زبانشناختی این کلمه تبدیل به من شدهاست.
💡 در ابتدا بیتینی، که پایتختش همان نیکومدیا باقیماندهبود، به استان آسیا منضم گشت. با اینحال از سال ۶۴ قبل از میلاد منفصل شده و با پنتوس یکپارچه گشت و بدین ترتیب «بیتینی و پونتوس» خوانده شد. پلینی کوچک برای مدتی (۱۱۲ تا ۱۱۱ ق. م) بهعنوان استاندار بر آنجا حکومت کرد.
💡 توس تا بهمن ماه سال ۱۳۹۱ به عنوان یک روستای تابع مشهد شناخته میشد اما با تأیید شورای عالی معماری و شهرسازی کشور در تاریخ ۱۳۹۱/۱۱/۲۶ این روستا به عنوان یک محدودهٔ منفصل شهری به شهرداری مشهد واگذار شد. هماکنون این ناحیه از مشهد، زیر نظر شهرداری منطقه دوازده مشهد، اداره میشود.
💡 در زبان فارسی، تو ضمیر شخصی منفصل برای دوم شخص مفرد (مخاطب) است، که ضمیر متصل مرادف آن «ت» است. این ضمیر معمولاً زمانی به کار میرود که بین طرفین گفتگو، یک رابطه صمیمانه یا نزدیک وجود داشته باشد. برای احترام بیشتر، از ضمیر شما استفاده میشود.
💡 اشاره: با صرف نظر از سند، محواى حدث چنان كه قبلاً بازگو شد، محذور قبلى ندارد. پس دليل لبّى متصل يا منفصل برخلاف آن وجود ندارد؛ از اين رو پذيرش آن بى اشكال خواهد بود و نقد مؤ لّف المنار(1198) كه آن را مشروع ندانسته وارد نيست.