مام ناف
لغت نامه دهخدا
مام ناف. ( اِ مرکب ) به معنی ماماچه که پازاج نیز گویند و به تازی قابله خوانند. ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). قابله. قبول. قَبیل. مولدة. ( منتهی الارب ). قابله. ماما. پیشدار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به ماما ( معنی دوم ) شود.
فرهنگ عمید
= ماما
جمله سازی با مام ناف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببریم از او مهر و پیوند پاک پدرش آب دریا بود مام خاک
💡 بشارت که مام ترا بی گزند گرفتم رها گشت او خود ز بند
💡 451- ر.ك: مسندالا مام الرضاعليه السلام، ج 1، ص 27.
💡 دل مام من هم بسوزد به من چو پروانه بر گرد هر انجمن
💡 تا که باشد نام باب و مام تو تا شود معلوم رسم و نام تو