لک لک گردن کرکی
مترادفها
کرکی
فرهنگستان زبان و ادب
{Ciconia episcopus microselis} [زیست شناسی- علوم جانوری] زیرگونه ای از تیرۀ لک لکیان و راستۀ لک لک سانان که بالای بدن آن سیاه و بال ها و سینه سفید و گردن آن کرکی و سفید است
جمله سازی با لک لک گردن کرکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يزيد گفت: تو را نيز به اينان ملحق سازم. آنگاه حكم نمود آن مرد شاميم را گردن زدند.
💡 خوشا کز بس هجوم گریه ام در دامن آویزد سر دست نگارینم نگار از گردن آویزد
💡 مار در پیرهنت به که رگ اندر گردن که به افسون نتوان چارهٔ این دشمن کرد
💡 گفتند میکشد همه کس را، بدین امید تیغ و کفن ابر کف و بر گردن آمدیم
💡 دشمنش اندیشه تنها کرد و برگردن فتاد اوفتد بر گردن آن کاندیشهٔ تنها کند
💡 آن پرنده با آن لک لک گردن کرکی و حرکات بسیار آرام خود، در کنار لبهی رودخانه ایستاده بود و منتظر شکار ماهی بود.
💡 در نقاشیهای بسیار قدیمی، اغلب پرندگانی با لک لک گردن کرکی و ظاهر متمایز برای نشان دادن آرامش طبیعت به تصویر کشیده میشدند.
💡 او با آن قد بسیار بلند و لک لک گردن کرکی، در میان جمعیت ایستاده بود و با دقت به دوردستها خیره شده بود.