لغت نامه دهخدا
لسان بایره. [ ل ِ ی ِ رَ ] ( اِخ ) از دیهها و از کرود قم. ( تاریخ قم ص 137 ).
لسان بایره. [ ل ِ ی ِ رَ ] ( اِخ ) از دیهها و از کرود قم. ( تاریخ قم ص 137 ).
از دیه های واز کرودقم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در افتاد آن قطب و آن دایره ز هم ریخت چون بقعه ی بایره
💡 خر گله بایره را شیر یله دایره را طوق زنجیر منم چنبر افسار منم
💡 دیدند هست تابش نورش ز آفتاب و آن جلوه و جمال، حدودیست بایره