لجام کردن

لغت نامه دهخدا

لجام کردن. [ ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دهانه بر سر اسب درآوردن. لگام کردن. رجوع به لجام شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) لجام زدن.

جمله سازی با لجام کردن

💡 و اين مشكل حضرت امير عليه السلام را جامعه امروز ما به خوبى درك مى كند، كه پس ازآن همه ريخت و پاش حكومت ستمشاهى، امروز بهاعتدال كشاندن يك جامعه مصرفى و لجام گسيخته، چقدرمشكل و جنجال آفرين است.

💡 موج انتقادات نسبت به این آهنگ مثبت بود. دبورا ایوانز پرایس (به همراه بیلبورد) در طی اظهار نظری بیان داشت که: «چندین آهنگ پس از یازده سپتامبر نوشته شده ولی هیچ‌یک به اندازهٔ آهنگ الن جکسون نتوانست فصیح به بیان احساسات، فارغ از تفکرات لجام گسیخته ضد ملی،

💡 بدون ترديد، آزادى نامحدود عواطف و احساسات، سد راه سعادت و خوشبختى بشر است.خودسرى و لجام گسيختگى غرايز و خواهش هاى نفسانى، منافى با نظم اجتماعى و تمدنانسانى است و آدمى را به راه سقوط و تباهى و سوق مى دهد.

💡 1 - عمل يكى هدف براى عمل ديگرى باشد؛ مانند سواره كار كه رياست بر ماءمور تربيتو زين و لجام اسب دارد.

💡 لجام گسيختگى و اشاعه شهوترانى در بين جوانان از رايجترين و شايد آسانترينروشهاى به تباهى كشيدن اين قشر مهم از جامعه است. استكبار جهانى براى اين منظور،سعى كرده است از راههاى گوناگون از قبيل استفاده از ماهواره ها،ارسال نوارهاى صوتى و تصويرى، عكسهاىمبتذل، كتاب و مجله و... بهره جويد.