لغت نامه دهخدا
لای جگر. [ ی ِ ج ِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خون جگر است. ( آنندراج ):
آنجا که دیده سیر ز لای جگر بود
سائل دگربخواب نبیند کریم را.قاسم مشهدی ( از آنندراج ).
لای جگر. [ ی ِ ج ِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خون جگر است. ( آنندراج ):
آنجا که دیده سیر ز لای جگر بود
سائل دگربخواب نبیند کریم را.قاسم مشهدی ( از آنندراج ).
کنایه از خون جگر است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهد جکمتش می چو در پای خم فلاطون میاش را بود لای خم
💡 سیل اشکم برد یک شب بر درش خندید و گفت پیش ما این شخص آب آورد و لای آورد کیست