قلزم پنج شاخ

«قلزم پنج شاخ» در ادبیات فارسی یک ترکیب کنایی و تصویری است که برای اشاره به دست انسان، به‌ویژه دست فردی سخاوتمند و بخشنده به کار می‌رود. در این ترکیب، واژه «قلزم» به معنای دریا یا پهنه‌ای بسیار وسیع و عمیق از آب است که نماد گستردگی و بی‌کرانی محسوب می‌شود. «پنج شاخ» در این عبارت به پنج انگشت دست انسان اشاره دارد که به صورت استعاری به شکل شاخه‌هایی منشعب از کف دست تصور می‌شوند. در مجموع، این ترکیب تصویری ادبی می‌سازد که دست انسان را همچون دریایی گسترده با پنج شاخه یا انگشت نشان می‌دهد. کاربرد اصلی این کنایه در توصیف افرادی است که دارای کرم، سخاوت و بخشندگی فراوان هستند و دستشان در عطا و بخشش باز است. در متون کهن فارسی، چنین ترکیباتی برای ایجاد تصویرهای خیال‌انگیز و اغراق‌آمیز در ستایش صفات اخلاقی به کار می‌رفته‌اند. «قلزم پنج شاخ» به‌طور ضمنی نشان می‌دهد که بخشش فرد مانند دریایی بی‌پایان و گسترده است که از دست او جاری می‌شود. این تعبیر علاوه بر معنای ظاهری، بار معنایی عاطفی و ستایشی نیز دارد و برای بزرگ‌نمایی سخاوت به کار می‌رود. در نگاه ادبی، این ترکیب نمونه‌ای از پیوند طبیعت و بدن انسان در زبان استعاری فارسی به شمار می‌آید. در مجموع، «قلزم پنج شاخ» کنایه‌ای شاعرانه از دستِ گشاده و روحیه بسیار سخاوتمند انسان در ادبیات فارسی است.

لغت نامه دهخدا

قلزم پنج شاخ. [ ق ُ زُ م ِ پ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از کف دست و انگشتان مرد سخی و صاحب همت باشد. ( آنندراج ).