لغت نامه دهخدا
قطره زرد. [ ق َ رَ / رِ ی ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالم تاب است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ).
قطره زرد. [ ق َ رَ / رِ ی ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالم تاب است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کس قطرهکند تحفهٔ دریا چه جنون است دل پیشکشت گر همه عذر است نیارم
💡 ای خیالت غرق سودای جهان مختصر قطرهای را بردهای جاییکه قلزم کردهای
💡 كسى كه با اقيانوس آشنا است، قطره در نظرش ارزشى ندارد و كسى كه خورشيد را مىبيند نسبت به يك شمع بى فروغ بى اعتنا است.
💡 قطره های خوی ببین بر روی شهر آرای خود گر ندیدی رشته پروین نثار آفتاب
💡 خالقا عطار را یک قطره بخش از بحر قدس تا بود آن قطره در تنهایی جان یاورم
💡 و در آن افق تاريك درى گشوده مى شود... روزنه اى كه به نور منتهى مى گردد...لحظه اى از اميد... قطره اى آب در دل تفتيده كوير.