قصبه ٔ صغری

لغت نامه دهخدا

قصبه صغری. [ ق َ ص َ ب َ / ب ِ ی ِ ص ُ را ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آن را به تازی شظیه نیز گویند و آن استخوانی است باریک و بلند واقع در جانب وحشی ساق که آن را وسطی و دو سر است. جسم آن نازک و قابل انعطاف مثلث و منشوری و غیرمنظم است و آن را سه سطح و سه کنار است. رجوع به تشریح میرزا علی ص 148 و 149 شود.

فرهنگ فارسی

و آنرا بتازی شظیه نیز گویند و آن استخوانی است باریک و بلند واقع در جانب وحشی ساق که آنرا وسطی و دو سر است.

جمله سازی با قصبه ٔ صغری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولسوالی جلگه درانحصار کوه‌های بلند از شرق کوه‌های چون پلفی، مالک اژدر، از غرب چون کوه زر کمر و ارتفاعات شهید، ازشمال کوه تنگی و شمال غرب کوه تیرسنگ، و از جنوب کوه ماسان و جنوب غرب کوه قصبه (سنگر مشهور مجاهدین درزمان جهاد و مقاومت).

💡 نام اصلی او مسعود بود و در ۵۶۹ ق/۱۱۷۳ م در قصبه کهتوال در حوالی مُلتان چشم به جهان گشود. برخی سال تولد او را ۵۸۴ ق نوشته‌اند که این نظر با توجه به سال درگذشت و سن او درست نمی‌نماید.

💡 کوسان (اِخ) نام قصبه ای باشد از مازندران (برهان)(ناظم الاطباء) همان کوس (آنندراج) همان کوس یعنی قصبهٔ مازندران (فرهنگ رشیدی)

💡 تپه حیدر مربوط به هزارهٔ دوم است و در شهرستان سبزوار، بخش مرکزی، دهستان قصبه شرقی، شمال روستای زیرآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۵۲۳۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 جمعیت شهرستان خواجه‌لی (شامل شهر خواجه‌لی و روستاها و قصبه اطراف) مطابق سرشماری سال ۱۹۹۸ اتحاد جماهیر شوروی سابق ۱۱۵۵۰ نفر بوده‌است.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز