قسیم امیرالمؤم

لغت نامه دهخدا

قسیم امیرالمؤمنین. [ ق َ اَ رُل ْ م ُءْ م ِ ] ( اِخ ) ابوالمظفر قلادون الصالحی. ملک مصر است. || برکیارق بن سلطان ملکشاه. رجوع به برکیارق شود. || طغرل بن ارسلان شاه بن طغرل بن محمد طبربن ملکشاه. رجوع به طغرل بن ارسلان شود. || لقب ارسلان شاه بن طغرل بن محمد طبربن ملکشاه. رجوع به ارسلان شاه بن طغرل شود. || لقب مسعودبن داودبن میکائیل بن سلجوق. رجوع به مسعودبن داود شود. || لقب محمدبن طبر سلجوقی. رجوع به محمدبن طبر سلجوقی شود.

جمله سازی با قسیم امیرالمؤم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قسیم دوزخ و جنت، علی که با حبش زیان نمی رسدت گرچه غرفه ی گنهی

💡 آن شاه که او قسیم نار است و جنان در ملک و ملک صاحب سیف است و سنان

💡 قسیم جنت و نار است مقتدای جهان نه آن که آتش دوزخ برای او شد تیز

💡 ز نار و جنت به الله که رنج و راحت نیست مگر ز کینه و مهر و قسیم جنت و نار

💡 ز بهر زلت و جرم آن یکی خجسته شفیع ز بهر جنت و نار این یکی گزیده قسیم

💡 اگرچه عین کمالم گرفت این نعمت شدم اسیر به دست قسیم درویشی

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز