شش طراز

لغت نامه دهخدا

شش طراز. [ ش ِ طَ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش خلیل آباد واقع در باختر کاشمر، سر راه شوسه عمومی سبزوار. دارای 6 آبادی. دارای 2502 تن سکنه. دیه های مهم: جابور ( با 1689 جمعیت ). کندر( با 2203 جمعیت ). ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

جمله سازی با شش طراز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندام او به نرمی چون دیبهٔ طراز اعصاب ‌او به‌ سختی‌ چون‌ شاخه زرنگ

💡 نسیم حضرت او گرچه در خراسان است طراز دولت او در طراز و در خُتَنَ است

💡 تا چون به نهايت تربيت رسيد و اثر حصولشايستگى قبول در وى پديد آمد، خلعت صورت انسانى را كه طراز عالم امرى داشت كه:

💡 چه فسانهٔ ازل و ابد چه امل طرازی حرص وکد؟ به هزارسلسله می‌کشد سرطرة‌توزچنگ ما

💡 مرزهای ترکستان و فرارود با ایران در حوالی سیردریا و طراز، در زمان سامانیان تثبیت شد و بدخشان ناحیه‌ای مرزی بود.

💡 اگر چه نغمه طرازی مسلم است به ما نخوانده ایم نوایی به بلبلان هرگز

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز