قاق شدن

لغت نامه دهخدا

قاق شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) عقب افتادن اسب در مسابقه. || باختن در بازی. || بخطا رفتن تیر:
شوخ کماندار من شهره آفاق شد
از قدراندازیش تیر قضا قاق شد.محمد اشرف ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(شُ دَ ) [ تر - فا. ] (مص ل. ) ۱ - عقب افتادن اسب در مسابقه. ۲ - باختن در بازی. ۳ - به خطا رفتن تیر.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - عقب افتادن اسب در مسابقه ۲ - باختن در بازی ۳ - بخطا رفتن تیر: شوخ کماندار من شهره آفاق شد از قدر اندازیش تیر قضا قاق شد. ( محمد سعیداشرف بها )

ویکی واژه

عقب افتادن اسب در مسابقه.
باختن در بازی.
به خطا رفتن تیر.

جمله سازی با قاق شدن

💡 گوشت از تن رفت آخر در هوای وصل او ماند در صحرای هجران استخوان قاق من!

💡 همه قاق لنج و گرسنه شکم چو بوق سر آسیا سیر دم

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز