قاطی و رقاطی

لغت نامه دهخدا

قاطی ور قاطی. [ وَ ] ( ص مرکب ) درهم برهم. ( فرهنگ رازی ). قاطی پاطی.

فرهنگ فارسی

در هم و بر هم قاطی پاطی

جمله سازی با قاطی و رقاطی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «پدرمن یک زن است، یک زن نقاش. یک شب یک زن نقاش، مادرم را نقاشی کرد. یک شب دیگر، نقاشی را گرفت بغلش و خوابید. رنگ‌ها با هم قاطی شد. گفت بشو! شدم. بس که می‌دانم. چیزهایی که هیچ کس نمی‌داند. من دخترم. می‌دانم که پسر به دنیا نمی‌آیم. آخر من از نواده‌های بی‌بی شهرزاد هستم. بی‌بی همه ما را زن آرزو کرد. خدا آرزوی او را شنید و ما را آفرید. نام تمام اجداد من، حتی اگر به نام‌های دیگر صداشان زده باشند، شهرزاد است. حتی مادر من، مریم، که از شهرزاد بودن چیز زیادی سرش نمی‌شد, وقتی من را آبستن می‌شد نامش شهرزاد بود...»

💡 لیکن دیکتاتور ـ گویی که می‌خواسته به‌زودی آن را بخواند ـ آن جزوه را با جزوه‌های دیگری که به دست چپ داشت، قاطی کرد و در نهایت فرصت نکرد آن را بخواند.

نغمه یعنی چه؟
نغمه یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز