قاسم نوربخش

لغت نامه دهخدا

قاسم نوربخش. [ س ِ م ِ ب َ ] ( اِخ ) ابن سیدمحمد، معروف به شاه قاسم. یکی از بزرگان و مشایخ است. شاهزاده محمد سلطان مشهور به کیچیک میرزا از محضرفیضش اقتباس انوار سعادت میکرد. ( حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 174 ) ( ترجمه مجالس النفائس چ بانک ملی ص 96 ).

جمله سازی با قاسم نوربخش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چرخ از مسیر مسکن اجرام نوربخش خاک از سکون مکان دود دیو و مور و مار

💡 چون اسیری هرکه شد حیران حسن نوربخش نیست او محتاج تا گوید روایت از انس

💡 ۳- نوربخش، حسین، ۱۳۷۰:پژوهشی پیرامون صید، دریا و آبزیان خلیج فارس، انتشارات امیر کبیر.

💡 از خاکِ نوربخش رهت این صفا و نور آورده ذره‌ذره به یکدیگر آفتاب

💡 سالها می جست چشم آفتاب نوربخش تا به ماهی نو منور کردش اکنون روزگار

💡 فیلم مستند رئیس کل به تهیه کنندگی و کارگردانی محمد مرعشی پیرامون زندگی‌نامه دکتر محسن نوربخش در سال ۱۳۹۷ در جشنواره سینما حقیقت در بخش خارج از مسابقه به نمایش درآمد.