قارن اباد

لغت نامه دهخدا

( قارن آباد ) قارن آباد. [ رَ ] ( اِخ ) دهکده ای است در پنج هزارگزی از دهات اشرف. اسپهبد خورشید سپهسالاری داشت به نام قارن و دهکده مزبوربه نام اوست. ( ترجمه مازندران و استرآباد ص 168 ).

فرهنگ فارسی

( قارن آباد ) دهکده ایست در پنج کیلومتری اشرف.

جمله سازی با قارن اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه قارن دگر شد سوی جنگ او که سیر آمد از جنگ و نیرنگ او

💡 چو بشنید زو گفتهٔ موبدان همان گفتهٔ قارن و بخردان

💡 کزو قارن رزم‌زن خسته بود به خون برادر کمربسته بود

💡 شد که قارن ز گفت من متاء/ثر سخت ترست ایندل تو از که قارن

💡 سرو خاک ره آن رند که با دست تهی سطوت قارنی و ثروت قارون دارد

💡 بدو گفت قارن که فردا ببین کز او خون ستانم به شمشیر کین

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز