لغت نامه دهخدا
قادم الانسان. [ دِ مُل ْ اِ ] ( ع اِ مرکب ) سر مردم. ج، قوادم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سر انسان.
قادم الانسان. [ دِ مُل ْ اِ ] ( ع اِ مرکب ) سر مردم. ج، قوادم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سر انسان.
سر مردم جمع. قوادم
💡 و وصينا الانسان بوالديه حسنا و ان جاهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلاتطعهما
💡 1 با اينكه مرگ و حيات و گذشته و حال و آينده انسان بدست خداوند است، ولى باز انسان سركشى و ناسپاسى مى كند. (احياكم... اِنّ الانسان لكفور)
💡 23 - موت الانسان بالذنوب اكبر من موتهبالاجل و حياته بالبركة اكبر من حياته بالعمر.
💡 يا ايها الانسان ما غرك بربك الكريك الذى خلقك فسويك فعدلك فى اى صوره ماشاء ركبك (112)
💡 بعد از جمله مورد بحث كه خطابش به شخصرسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) است، نعمت تعليم را عموميت داده، مى فرمايد:(علم الانسان ما لم يعلم ) به جنس انسان چيزهايى را كه نمى دانست تعليم داده، و اينخود مزيد تقويت است، و رسول خدا را بيشتر دلگرم و خرسند مى سازد.
💡 امـا بـا اين حال (اين انسان در برابر اينهمه نعمتهائى كه خدا در زمين و آسمان در جسم وجـان، بـه او ارزانـى داشـتـه كـفـران كننده و ناسپاس است، و با ديدن اينهمه نشانه هاىروشن، ذات پاك او را انكار مى كنند (ان الانسان لكفور).