فیروزی مند

لغت نامه دهخدا

فیروزی مند. [ م َ ] ( ص مرکب ) پیروزی مند. ( فرهنگ فارسی معین ). صاحب پیروزی. فیروزمند. رجوع به فیروزمند شود.

جمله سازی با فیروزی مند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آخر ای شوخ بدین خاتم لعلی که توراست هرکجا دعوی شاهی بکنی فیروزی

💡 چو هنگام فیروزی آمد پدید همان باد مر چینیان را دمید

💡 همین روز، فیروزی من بود که دربند من چون تو دشمن بود

💡 زان سبب فیروز شد نامش‌ که از آیات او بخت هر روز آشکار آیات فیروزی‌ کند

💡 چنین گفت یزدان پروردگار که دادیمت فیروزی کارزار

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
آبجی یعنی چه؟
آبجی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز