فیروزه خرقه

لغت نامه دهخدا

فیروزه خرقه. [ زَ / زِ خ ِ ق َ / ق ِ ] ( ص مرکب ) پیروزه خرقه.( فرهنگ فارسی معین ). دارای جامه کبود:
الا ای صوفی فیروزه خرقه
به گردش خوش همی گردی به حلقه.عطار.

جمله سازی با فیروزه خرقه

💡 شده پیراهن فیروزه اش صد پاره و آری همیشه بدر کامل با کتان اینست کردارش

💡 دولت‌آباد، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فیروزه در استان خراسان رضوی ایران است.

💡 تو بربستی درختان را هم از بیجاده پیرایه تو پوشیدی چمنها را هم از فیروزه پیراهن

💡 همی تا در شب تاری ستاره تابد از گردون چو بر دیبای فیروزه فشانده لؤلؤ لالا

💡 سنگ سفید، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فیروزه در استان خراسان رضوی ایران است.

ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز