فقیه نصری

لغت نامه دهخدا

فقیه نصری. [ ف َ هَِ ن َ ] ( اِخ ) محمدبن محمد فقیه بن محمد الشیخ. از ملوک دولت بنی نصربن الاحمر در غرناطه بود. و در سال 701 هَ. ق. بعد از درگذشت پدرش به حکومت رسید و در فرمانروایی استبداد ورزید. در سال 708 هَ. ق. مخلوع شد و به سال 710 هَ. ق. / 1310 م. درگذشت. ( از الاعلام زرکلی ).

جمله سازی با فقیه نصری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه فقیه گر فرشته چو تو گر حریف یابد ننهد ز کف پیاله، ببرد سر سبو هم

💡 بر دهر سخره رانم چون رند بر فقیه بر مرگ حمله آرم چون باز بر حمام

💡 قاسم چو غرق بحر سماعست، ای فقیه از منع درگذر، که بدست اختیار نیست

💡 به علم غره مشو کار می کشی دگر است فقیه شهر گریبان و آستین آلود

💡 هرچه که گویم، فقیه گوید: هی هی هرچه که گوید فقیه، گویم: هیهات!

💡 زبان عشق چه داند فقیه شهر این حرف مگوی تا به حریفان هم زبان نرسی