فضل بن روح

لغت نامه دهخدا

فضل بن روح. [ ف َ ل ِ ن ِ رَ ] ( اِخ ) المهلبی. عامل هارون الرشید در افریقا بودو در سال 178 هَ. ق. کشته شد. ( از الاعلام زرکلی ).

جمله سازی با فضل بن روح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کمال فضل تو داری و من به مجلس تو چو فضل خویش نمایم بود کمال فضول

💡 بوالمعالی گشته بودی فضل و حجت می‌نمودی نک محک عشق آمد کو سؤالت کو جوابت

💡 با فضل تو ای مفضل جان بخش خطا پوش پیوستم و از غیر تو امید گسستم

💡 بدست فضل تو نقد هنر کرمها نیست که هست گنج نهانت کرامت از دو ار

💡 همچو تو مخدوم ناید فضل را هرگز پدید زین قبل گشتند افاضل مر تو را یکسر خدم

💡 مگر که فضل و هنر مانعند، اگر نه چرا؟ مرا چو بی هنران نیست از تو نعمت و ناز

💡 در متون تاریخی کهن، نام فضل بن روح به عنوان یکی از شخصیت‌های تاثیرگذار در دوران‌های اولیه اسلامی ذکر شده است که دانش خود را منتشر کرد.

💡 پژوهشگران برای درک دقیق‌تر تحولات فکری آن عصر، به بررسی زندگی و آثار علمی فضل بن روح در کتاب‌های مرجع تاریخی و مذهبی می‌پردازند.

💡 مطالعه روایت‌های مربوط به فضل بن روح می‌تواند به تحلیل بهتر روابط سیاسی و اجتماعی در آن مقطع زمانی حساس از تاریخ اسلام کمک کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران