فضل بن روح

لغت نامه دهخدا

فضل بن روح. [ ف َ ل ِ ن ِ رَ ] ( اِخ ) المهلبی. عامل هارون الرشید در افریقا بودو در سال 178 هَ. ق. کشته شد. ( از الاعلام زرکلی ).

جمله سازی با فضل بن روح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کمال فضل تو داری و من به مجلس تو چو فضل خویش نمایم بود کمال فضول

💡 بوالمعالی گشته بودی فضل و حجت می‌نمودی نک محک عشق آمد کو سؤالت کو جوابت

💡 با فضل تو ای مفضل جان بخش خطا پوش پیوستم و از غیر تو امید گسستم

💡 بدست فضل تو نقد هنر کرمها نیست که هست گنج نهانت کرامت از دو ار

💡 همچو تو مخدوم ناید فضل را هرگز پدید زین قبل گشتند افاضل مر تو را یکسر خدم

💡 مگر که فضل و هنر مانعند، اگر نه چرا؟ مرا چو بی هنران نیست از تو نعمت و ناز

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز