فزع یافته

لغت نامه دهخدا

فزع یافته. [ ف َ زَ ت َ / ت ِ] ( ن مف مرکب ) در حال فزع و بیم. ترسان:
خواهند ز تو امن فزع یافتگان زآنک
در ظلمت و در خوف چراغی و رجایی.خاقانی.رجوع به فزع یافتن و فزع شود.

فرهنگ فارسی

در حال فزغ و بیم. ترسان

جمله سازی با فزع یافته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز مردان به همّت مدد یافته به دنیا و دین کام خود یافته

💡 عالم چه کنم که از دو عالم بهتر در سینهٔ خویش عالمی یافته ایم

💡 آخرالامر نثار قدمت خواهد شد درّ اشکی که به صد خون جگر یافته‌ایم

💡 ای دل از بادهٔ لعلش مطلب کام که من تا از این می خبری یافته ام بی خبرم

💡 پیش چوگان مرادت، گوی گردون را قضا بی‌تصرّف سالها چون گوی چوگان یافته

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز