فرو خزیدن

لغت نامه دهخدا

فروخزیدن. [ ف ُ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) خزیدن به زیر و به شیب. ( یادداشت بخط مؤلف ). لغزیدن. ( اسدی ).

فرهنگ فارسی

خزیدن بزیر و بشیب. لغزیدن

جمله سازی با فرو خزیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعضی می‌گویند بالدارماهی احتمالاً از برون‌اندام‌های صدریش برای خزیدن در بستر دریاچه‌های باستانی زیستگاهش در اسکاتلند استفاده می‌کرده‌است.

💡 مسلمانان جوان استدلال آوردند که ارتش مکّه محصولات کشاورزی آن‌ها را نابود خواهند کرد و خزیدن در سنگرهای‌شان اعتبار آن‌ها را پایین خواهد آورد.

💡 شکم‌پایان سرهایی مشخص دارند که بر روی آن‌ها دو یا چهار شاخک حسی و چشم قرار دارد. شکم آن‌ها به‌عنوان پا استفاده می‌شود و به همین خاطر «شکم‌پا» نام دارند. جلویی‌ترین بخش پای آن‌ها پیش‌پاpropodium نام دارد و کارکرد آن پس‌زدن رسوبات به هنگام خزیدن جانور بر روی زمین است. به صدف لارویِ شکم‌پا پیشین‌صدفprotoconch گفته می‌شود.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به خزیدن اشاره کرد.

💡 بیرون‌خزیدن، پس‌خزیدن و واپس‌خزیدن از انواع خزیدن است.

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز