فرهنگ فعال ساز
متضادها
فرهنگ غیرفعالساز
فرهنگستان زبان و ادب
{active dictionary, activator} [زبان شناسی] گونه ای فرهنگ لغت که برای کمک به فعالیت تولید زبان، مانند نوشتن و تولید متن، به کار می رود
جمله سازی با فرهنگ فعال ساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همی بود دایم به فرهنگ و رای به تعظیم استاد کوشش نمای
💡 اگر نه طبع تو محمل طراز بودی کی عروس علم نشستی بهودج فرهنگ
💡 تمرتاش را گفت فرهنگ گرد که ای نامور شاه با دستبرد
💡 چه ز آن شگفت که فرهنگ او فراوانست چه زان شگفت که سالش بسی فراوان نیست
💡 بعید وصلت مانزد عقل و فرهنگ است ز دیر تا بحرم صد هزار فرسنگست
💡 قلم دارم و علم و فرهنگ و رای نژاد بزرگان و فر همای
💡 ایجاد یک فرهنگ فعالساز در سازمان میتواند باعث شود که کارکنان با انگیزه بیشتری به سمت خلاقیت و نوآوری در پروژههای خود حرکت کنند.
💡 برنامههای آموزشی جدید با هدف ایجاد فرهنگ فعالساز در مدارس، سعی دارند دانشآموزان را به مشارکت فعال در مسائل اجتماعی و محیطی تشویق کنند.
💡 برای پیشرفت هر جامعهای، لازم است که یک فرهنگ فعالساز در زمینه آموزش و پژوهش شکل بگیرد تا نسلهای آینده با دانش کافی رشد کنند.