فرهنگستان زبان و ادب
{reverse dictionary, reverse-order dictionary} [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] گونه ای کتاب مرجع که در آن واژه ها به شیوۀ الفبایی از حرف آخر به حرف اول مرتب شده است
{reverse dictionary, reverse-order dictionary} [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] گونه ای کتاب مرجع که در آن واژه ها به شیوۀ الفبایی از حرف آخر به حرف اول مرتب شده است
گونهای کتاب مرجع که در آن واژهها به شیوۀ الفبایی از حرف آخر به حرف اول مرتب شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنوز آن عقل و آن فرهنگ دارم که با عشق و هوس فرقی گذارم
💡 به سرسبزی شاه روشنضمیر به نیروی فرهنگ فرمانپذیر
💡 ز جا جست فرهنگ کآید به جنگ گرفتند او را ببستند تنگ
💡 خداوند فرهنگ و پرهیز و دین ازو باد بر شاه روم آفرین
💡 ندانست و نشناخت فرهنگ هیچ همی خواست سازد نبردش بسیچ
💡 یکی دینار بود از حلم و فرهنگ محک آمد پی دینارش آن سنگ